سلام.

این جمله را همیشه به خاطربسپارید

آیت الله قاضی(ره):هرکس نمازاول وقت بخواند وبه مقامات عالیه نرسد،مرالعن کند.

-----------------------------------------------

اگر ازگناه مطهری ، رجایی هست که بهشتی باشی ، اگرباهنرشهادت آشنایی ، مفتح درهای بهشت می گردی و اگر با همت تقوا پیشه کنی صیاد دلها و مرد دوران خواهی شد.

التماس دعا - یا علی                                 

 

کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

فریب شیطان را مخور
«عزیزم! از جوانى به اندازه‏اى که باقى است استفاده کن که در پیرى همه چیز از دست مى‏ رود، حتى توجه به آخرت و خداى تعالى. از مکاید بزرگ شیطان و نفس اماره آن است که جوانان را وعده صلاح و اصلاح در زمان پیرى مى‏ دهد تا جوانى با غفلت از دست برود، و به پیران وعده طول عمر مى‏ دهد و تا لحظه آخر با وعده ‏هاى پوچ انسان را از ذکر خدا و اخلاص براى او بازمى‏ دارد تا مرگ برسد، و در آن حال ایمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد، مى‏ گیرد.
در جوانی مجاهدت کن
پس در جوانى که قدرت بیشتر دارى به مجاهدت برخیز، و از غیر دوست- جلّ وعلا- بگریز، و پیوند خود را هر چه بیشتر- اگر پیوندى دارى- محکم‏تر کن؛ و اگر خداى نخواسته ندارى، تحصیل کن و در تقویتش همّت گمار، که هیچ موجودى جز او- جلّ و علا- سزاوار پیوند نیست. و پیوند با اولیاى او اگر براى پیوند به او نباشد، حیله شیطانى است که از هر طریق سدّ راه حق کند. هیچ گاه به خود و عمل خود به چشم رضا منگر که اولیاى خُلّص چنین بودند و خود را لاشى‏ء مى‏ دیدند؛ و گاهى حسنات خود را از سیّئات مى‏شمردند. پسرم! هر چه مقام معرفت بالا رود، احساس ناچیزى غیر او- جلّ و علا- بیشتر شود.
 عالم محضرخداست
پسر عزیزم! خداوند حاضر است و عالم محضر او است، و صفحه نفس ماها یکى از نامه هاى اعمالمان. سعى کن هر شغل و عمل که تو را به او نزدیک‏تر کند انتخاب کن که آن رضاى او- جلّ و علا- است. در دل به من اشکال مکن که اگر صادقى، چرا خود چنین نیستى؟! که من خود مى‏ دانم که به هیچ یک از صفات اهل دل موصوف نیستم، و خوف‏ آن دارم که این قلم شکسته در خدمت ابلیس و نفس خبیث باشد، و فردا از من مؤاخذه شود؛ لکن اصل مطالبْ حق است اگر چه به قلم مثل منى [است‏] که از خصلت‏هاى شیطانى دور نیستم. و به خداى تعالى در این نَفَس‏هاى آخر پناه مى‏ برم و از اولیاى او- جلّ و علا- امید دستگیرى و شفاعت دارم.

انگیزه ها ،میزان اعمال
پسرم! نه گوشه گیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است، و نه ورود در جامعه و تشکیل حکومت، شاهد گسستن از حق. میزان در اعمال، انگیزه‌های آنها است. چه بسا عابد و زاهدی که گرفتار دام ابلیس است و آن دام گستر، با آنچه مناسب او است چون خودبینی و خودخواهی و غرور و عُجْب و بزرگ بینی و تحقیر خلق الله و شرک خفیّ و امثال آنها، او را از حق دور و به شرک می‌کشاند. و چه بسا متصدی امور حکومت که با انگیزه الهی به معدن قرب حق نائل می‌شود، چون داود نبی و سلیمان پیامبر - علیهما السلام - و بالاتر و والاتر چون نبی اکرم - صلّی الله علیه و آله و سلّم - و خلیفه بر حقّش علی بن ابیطالب - علیه السلام - و چون حضرت مهدی - ارواحنا لِمَقْدَمِه الفداء - در عصر حکومت جهانی‌اش. پس میزان عرفان و حرمان، انگیزه است. هر قدر انگیزه‌ها به نور فطرت نزدیکتر باشند و از حُجب حتّی حُجب نور وارسته‌تر، به مبدأ نور وابسته ترند تا آنجا که سخن از وابستگی نیز کفر است.

از خدمت به خلق شانه خالی نکن
پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان، کمتر از میدان تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست و دست و پا برای به دست آوردن مقام هرچه باشد - چه مقام معنوی و چه مادی - مزن به عذر آنکه می‌خواهم به معارف الهی نزدیک شوم یا خدمت به عبادالله نمایم؛ که توجه به آن از شیطان است چه رسد که کوشش برای به دست آوردن آن. یکتا موعظه خدا را با دل و جان بشنو، با تمام توان بپذیر و در آن خط سیر نما: «قُلْ انَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّه مَثْنی‌ وَ فُرادی‌.»
 مراقبه و محاسبه
میزان در اول سیر، قیام للَّه است هم در کارهاى شخصى و انفرادى و هم در فعالیت هاى اجتماعى. سعى کن در این قدم اول موفق شوى که در روزگار جوانى آسانتر و موفقیّت آمیزتر است. مگذار مثل پدرت پیر شوى که یا درجا زنى و یا به عقب برگردى، و این محتاج به مراقبه و محاسبه است. اگر با انگیزه الهى مُلک جنّ و انس کسى را باشد، بلکه اگر به دست آورد، عارف باللَّه و زاهد در دنیا است. و اگر انگیزه نفسانى و شیطانى باشد هر چه به دست آورد اگر چه یک تسبیح باشد، به همان اندازه از خداوند تعالى دور است و فاصله گرفته.

عقده ها زیاد و توقعات روزافزون و حسادت ها فراوان است
پسرم! گاهى مى بینم از تهمت هاى ناروا و شایعه پراکنى هاى دروغین اظهار ناراحتى و نگرانى مى کنى. اولًا باید بگویم تا زنده هستى و حرکت مى کنى و تو را منشأ تأثیرى بدانند انتقاد و تهمت و شایعه سازى علیه تو، اجتناب ناپذیر است، عقده ها زیاد و توقعات روزافزون و حسادت ها فراوان است. آن کس که فعالیت دارد گرچه صد در صد براى خدا باشد از گزند بدخواهان نمى تواند به دور باشد.

پاى استدلالیان چوبین بود
 کوشش کن کلمه توحید را- که بزرگترین کلمه است و والاترین جمله است- از عقلت به قلبت برسانى؛ که حظّ عقل همان اعتقاد جازم برهانى است و این حاصل برهان اگر با مجاهدت و تلقینْ به قلب نرسد، فایده و اثرش ناچیز است. چه بسا بعض از همین اصحاب برهان عقلى و استدلال فلسفى بیشتر از دیگران در دام ابلیس و نفس خبیث مى باشند. پاى استدلالیان چوبین بود. و آن گاه این قدم برهانى و عقلى تبدیل به قدم روحانى و ایمانى مى شود که از افق عقل به مقام قلب برسد و قلب  باور کند آنچه را استدلال اثبات عقلى کرده است.
پسرم! مجاهده کن که دل را به خدا بسپارى و موثرى را جز او ندانى، مگر نه عامّه مسلمانان متعبّد، شبانه روزى چندین مرتبه نماز مى خوانند و نماز سرشار از توحید و معارف الهى است، و شبانه روزى چندین مرتبه إیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إیَّاکَ نَسْتَعِینُ مى گویند و عبادت و اعانت را خاص خدا در بیان مى کنند، ولى جز مؤمنان به حق و خاصّان خدا، دیگران براى هر دانشمند و قدرتمند و ثروتمند کُرنش مى کنند و گاهى بالاتر از آنچه براى معبود مى کنند، و از هر کس استمداد مى نمایند و استعانت مى جویند و به هر حشیش براى رسیدن به آمال شیطانى تشبث مى نمایند و غفلت از قدرت حق دارند.
مدح مداحان و ثناى ثناجویان چه بسا که انسان را به هلاکت برساند
پسرم! چه خوب است به خود تلقین کنى و به باور خود بیاورى یک واقعیت را که مدح مداحان و ثناى ثناجویان چه بسا که انسان را به هلاکت برساند و از تهذیب دور و دورتر سازد. تأثیر سوء ثناى جمیل در نفس آلوده ما، مایه بدبختى ها و دورافتادگى ها از پیشگاه مقدس حق- جلّ و علا- براى ما ضعفاء النفوس خواهد بود. و شاید عیبجویى ها و شایعه پراکنى ها براى علاج معایب نفسانى ما سودمند باشد که هست، همچون عمل جراحى دردناکى که موجب سلامت مریض مى شود. آنان که با ثناهاى خود ما را از جوار حق دور مى کنند دوستانى هستند که با دوستى خود به ما دشمنى مى کنند و آنان که پندارند با عیب گویى و فحاشى و شایعه سازى به ما دشمنى مى کنند دشمنانى هستند که با عمل خود ما را اگر لایق باشیم اصلاح مى کنند و در صورت دشمنى به ما دوستى مى نمایند.

گناهان را کوچک مشمار
پسرم! گناهان را، هر چند کوچک به نظرت باشند، سبک مشمار انْظُرْ إلى  مَنْ عَصَیْتَ و با این نظر، همه گناهان، بزرگ و کبیره است. به هیچ چیز مغرور مشو و خداى تبارک و تعالى را که همه چیز از او است و اگر عنایت رحمانى اش از موجودات سراسر عالم وجود لحظه اى منقطع شود، اثرى حتى از انبیاى مرسلین و ملائکه مقربین باقى نخواهد ماند؛ چون همه عالم جلوه رحمانیت او- جلّ و علا- است و رحمت رحمانى او- جلّ و علا- به طور استمرار- با کوتاهى لفظ و تعبیر- مُبقى  نظام وجود است «و لا تکرارَ فی تجلّیه جلَّ و علا» و گاهى تعبیر شود از آن به بسط و قبض فیض على  سبیل الاستمرار، در هر حال حضور او را فراموش مکن و مغرور به رحمت او مباش، چنانچه مأیوس نباید باشى. و مغرور به شفاعت شافعان- علیهم السلام- مباش که همه آنها موازین الهى دارد و ما از آنها بى خبریم. مطالعه در ادعیه معصومین- علیهم السلام- و سوز و گداز آنان از خوف حق و عذاب او سرلوحه افکار و رفتارت باشد. هواهاى نفسانى و شیطان نفس امّاره ما را به غرور وامى دارد و از این راه به هلاکت مى کشاند.
 حب دنیا رأس کل خطایا
پسرم! هیچ گاه دنبال تحصیل دنیا، اگر چه حلال او باشد، مباش که حبّ دنیا، گرچه حلالش باشد، رأس همه خطایا است؛ چه خود حجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنیاى حرام مى کشد. تو جوانى و با قدرت جوانى که حق داده است مى توانى اولین قدم انحراف را قطع کنى و نگذارى به قدم هاى دیگر کشیده شوى که هر قدمى، قدم هایى در پى دارد و هر گناهى- گرچه کوچک- به گناهان بزرگ و بزرگتر انسان را مى کشد، به طورى که گناهان بسیار بزرگ در نظر انسان ناچیز آید بلکه گاهى اشخاص به ارتکاب  بعض کبائر به یکدیگر فخر مى کنند و گاهى به واسطه شدت ظلمات و حجاب هاى دنیوى، مُنْکَرْ به نظر معروف، و معروفْ مُنْکَر مى گردد.
من از خداوند متعال- جلّ اسمه- مسألت مى کنم که چشم دل تو را به جمال جمیل خود روشن فرماید و حجاب ها را از پیش چشمت بردارد و از قیود شیطانى و انسانى نجاتت دهد تا همچون پدرت پس از گذشت ایام جوانى و فرا رسیدن کهولت بر گذشته خویش تأسف نخورى، و دل را به حق پیوند دهى که از هیچ پیشامد وحشتناک نشوى و از دیگران دل وارسته کنى تا از شرک خفىّ و اخفى خود را برهانى.»

از وصایای امام خمینی(ره) به فرزندشان حاج احمد خمینی(ره)


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

به قلم رضا اصغری آذر

به گزارش اروم نیوز؛در سال های اخیر که فریاد مظلومیت فرهنگ سر به فلک کشید و همه دم ازتوجه به مقوله فرهنگ و کار فرهنگی می زنند،با نامگذاری سال 1393 به نام «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی»از سوی رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی)برای خیلی ها ثابت شد که از دیدگاه ایشان فرهنگ مسئله ای بسیار جدی و قابل توجه می باشد که بهبود وضعیت آن نیازمند عزم ملی و مدیریت جهادی است.حال بماند که با این همه بعضی از ما باز هم در اصل  به فرهنگ به عنوان مسئله ای فرعی و دست چندمی می نگریم و  آنچنان که شایسته است،از ضرورت و اهمیت تلاش در این عرصه آگاهی نداریم.
با نامگذاری سال جدید،برخی از مدیران و متولیان نهادهای فرهنگی،با شنیدن کلمه مظلوم و مهجور «فرهنگ» در نام سال،با وجود اینکه شاید خودشان درک صحیحی از واژه فرهنگ و کار فرهنگی نداشته باشند،عزمشان را جزم کردند برای کار فرهنگی.اینگونه بود که سطح شهر پر شد از تابلوها و بنرهای تبلیغاتی گوناگون، شکیل و بعضاً تکراری و لیست اقدامات بسیاری از ادارات دخیل در مسئله فرهنگ به تدریج با ترافیکی از همایش ها،جشنواره ها و برنامه های مختلف کلیشه ای و جزیره ای مواجه شد.برنامه هایی که در آن برای چندمین بار به بیان معنی و مفهوم فرهنگ و کار فرهنگی پرداخته می شد و سخنرانی هایی که «باید» جزو لا ینفک آنها بود.کارها و برنامه هایی که فقط در حد ذهنی و تئوری بودند و در آنها خبری از عملیاتی و اجرایی کردن طرح ها و ایده ها و اصلاح ساختاری وضعیت حاکم و شناسایی و حمایت از چهره های واقعی فرهنگی و ارزشی(نه فرهنگی و ارزشی نما) نبود. مراسماتی اکثراً با حداقل خروجی اما دهان پرکن و با حداکثر بهره برداری که اجرای هر کدام از آنان خرج هزینه ای چشمگیر از بیت المال و بودجه فرهنگی را می طلبید.لابد از دید بعضی ها کار فرهنگی هم خرج خودش را دارد.
شعار زدگی،کاغذ بازی و داشتن نگاه تشریفاتی و ویترینی به فرهنگ تهدید بسیار بزرگی است که در نهایت ممکن است زمینه را برای دولایه شدن و تزلزل فرهنگی جامعه فراهم نماید.نبود انسجام،عدم همفکری و مشورت نمایشی درباره نحوه برگزاری برنامه ها آسیب و آفتی جدی است که باید با آن مقابله کرد.برای مثال گاهی اوقات بعضی از طرح ها و برنامه های فرهنگی نیازمند دقت و تأمل بیشتری است و می توان با همان مقدار هزینه و زحمت یا حتی کمتر ،اما با اندکی خلاقیت و همفکری برنامه ای به مراتب پرمحتوا تر و زیباتر برگزار کرد نه اینکه برنامه ای اجرا شود که مخاطبان از حضور خود پشیمان شوند و از اینگونه اقدامات دلزده و نا امید گردند.دقت نظر در اینگونه مسائل آنقدر مهم است که رهبرمعظم انقلاب(مدظله العالی)فرموده اند:«کارها و اقدامات فرهنگی همچون شمشیر دو دَم است، اگر همراه با محتوای خوب باشد، بستر اصلاح جامعه خواهد بود اما اگر با محتوای نامناسب باشد، بستر گسترش نابسامانی و کژی خواهد شد.»
باید به این باور برسیم که صحنه مسائل فرهنگی،عرصه جهاد است و در حال حاضر مجاهدانی متعهد،کارآمد و متقی می طلبد که باید با پشتکار، اخلاص و احساس مسئولیت به فعالیت بپردازند.جبهه استکبار به صورت منسجم،پیوسته،فعال و با ابتکار در حال فعالیت بوده و هست و مبادا ما در مقابل این هجمه عظیم و با وجود ظرفیت های مختلف و پشتوانه مردمی،غیر منسجم،ناپیوسته،منفعل و بدون ابتکار عمل کنیم و تنها توهم انجام کار فرهنگی را داشته باشیم . باید در نظر داشت که با همت و تلاش در عرصه فرهنگی می توان زمینه ظهور و گسترش بسیاری از نابهنجاری ها را از بین برد و در عرصه فرهنگی و جنگ نرم با جدیت به فعالیت پرداخت.
در کنار این بحث ها و با وجود انتقادات بسیاری که به وضعیت کنونی فرهنگ وارد است،نکته مهمی هم که با آن مواجه هستیم و باید در آن دقت شود،این است که از ابتدای سال جاری در برنامه ریزی های فرهنگی بیشتر مواقع فقط شهرها در نظر گرفته می شوند و اکثر قریب به اتفاق طرح های فرهنگی در نقاط شهری پیاده سازی و اجرا می گردند.بطوری که شمار برنامه های فرهنگی اجرا شده در روستاها حتی روستاهای پرجمعیت بسیار اندک و نارضایت بخش است و جوانان و نوجوانان روستایی به لحاظ فرهنگی مورد غفلت واقع می شوند.با اینکه شهرها نیازمند اقدامات بسیاری از نظر فرهنگی هستند،ولی معنایش این نیست که مدیران نهادهای فرهنگی تمام تمرکزشان به شهرها باشد.
مسئله مهم دیگر پرداختن به مسائلی مهم در ایامی محدود و اجرای برنامه های پرمحتوا در ایام خاص و مناسبتی است.به طور مثال در روز معلم برنامه های مختلف و پر سر و صدایی برگزار می شود که ظاهراً موضوع بعضی از آنها گرامی داشت یاد و خاطره شهید مطهری و آشنایی با زندگی و آثار ایشان است اما همین که هفته معلم گذشت،دیگر برنامه قابل توجهی در راستای معرفی شخصیت و تألیفات گرانسنگ علامه شهید استاد مرتضی مطهری صورت نمی پذیرد.در حالی که چه در پیام تسلیت امام خمینی(ره)به مناسبت شهادت استاد و چه در بیانات رهبرمعظم انقلاب(مدظله العالی) در طی سالیان گذشته توصیه های مکرری بر توجه به کتب و تالیفات شهید مطهری مشاهده می شود.بطوریکه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) فرموده اند:«تبیین دیدگاه و هویت فلسفی شهید مطهری،ضروری‌ترین وظیفه در مقطع كنونی است»
آیا اقدامات شایسته ای در این زمینه صورت پذیرفته است؟
سالی که نکوست از بهارش پیداست و اکنون باید اندیشید که در بحث فرهنگ در طول چند ماهی که از سال جدید گذشت،رشد محسوس و مطلوبی نسبت به مدت زمان مشابه سال گذشته انجام گرفت؟
آیا طی این مدت برنامه های ابتکاری و شاخصی در سطوح و زمینه های گوناگون برای اقشار مختلف جامعه انجام گرفته است؟
امسال چه اقداماتی برای ترویج سیره اهل بیت(ع) و روحیه ایثار و شهادت صورت می پذیرد؟
آیا از قابلیت های مختلف موجود مانند مساجد،پایگاه های مقاومت بسیج،کتابخانه ها و ... به نحو مطلوب استفاده می شود؟
باید بررسی کرد که امسال با وجود این همه مدیر و کارمند در حوزه فرهنگ، برای بهبود وضعیت شاخصه های فرهنگی جامعه تا چه حد برنامه ریزی شده و چه اقداماتی انجام می گیرد؟
آیا در پایان سال جاری مدیران و متولیان ادارات و نهادهای فرهنگی کارنامه ای قابل قبول بر پایه صداقت ارائه خواهند کرد؟
یکی از بهترین زمان ها برای اجرای برنامه های فرهنگی یعنی ماه مبارک رمضان و فصل تابستان ،زمان  اوقات فراغت دانش آموزان در راه است و نهادهای ذیربط و فعالان فرهنگی از قبل باید به فکر برنامه ریزی برای ماه مبارک رمضان و غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان به نحو مطلوب باشند.
باید منتظر بود و دید که آیا امسال رویه فرق خواهد کرد و وضعیت فرهنگی جامعه بهتر خواهد شد یا هرسال دریغ از پارسال؟

لینک یادداشت:

اروم نیوز


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

 

«...دشوارترین مبارزه، مبارزه غریبانه است. کشته شدن در میان هیاهو و هلهله دوستان و تحسین عامّه مردم، چندان دشوار نیست. چنان‌که در یکی از جنگهای صدر اسلام، وقتی که دو لشکرِ حقّ و باطل در مقابل هم صف کشیدند و کسانی چون پیغمبر و امیرالمؤمنین، علیهماالسّلام، در رأس جبهه حق قرار داشتند، پیغمبر از سپاهیان خود پرسید: چه‌کسی حاضر است به میدان برود و فلان جنگجوی معروفِ سپاه دشمن را از پای درآورد؟ جوانی از سپاهیان اسلام، داوطلب شد. پیغمبر دستی بر سر او کشید و او را بدرقه کرد. مسلمانان هم برایش دعا کردند و او به میدان نبرد رفت، جهاد کرد و کشته شد. این، یک نوع کشته شدن و جهاد کردن است. نوعِ دیگرِ جهاد کردن، جهادی است که وقتی انسان به سمت میدان نبرد می‌رود، آحاد جامعه نسبت به او یا منکرند، یا غافلند، یا کناره می‌جویند و یا در مقابلش می‌ایستند. کسانی هم که قلباً وی را تحسین می‌کنند - و تعدادشان کم است - جرأت ندارند زبانی به تحسینش بپردازند.

در حادثه عاشورای امام حسین علیه‌السّلام، حتی کسانی مانند «عبداللَّه‌بن‌عباس» و «عبداللَّه‌بن جعفر» که خودشان جزو خاندان بنی‌هاشم و از همین شجره طیّبه‌اند، جرأت نمی‌کنند در مکه یا مدینه بایستند، فریاد بزنند و به نامِ امام حسین علیه‌السّلام، شعار بدهند. چنین مبارزه‌ای، غریبانه است و مبارزه غریبانه، سخت‌ترینِ مبارزه‌هاست. همه با انسان، دشمن. همه از انسان، رویگردان. در مبارزه امام حسین علیه‌السّلام، حتّی برخی از دوستان هم معرضند. چنان‌که به یکی از آنها فرمود: «بیا به من کمک کن.» و او به جای کمک، اسبش را برای حضرت فرستاد و گفت: «از اسب من استفاده کن!»

غربت از این بالاتر و مبارزه از این غریبانه‌تر؟! آن وقت در این مبارزه غریبانه، عزیزترین عزیزانش در مقابل چشمش قربانی شوند. پسرانش، برادرزاده‌هایش، برادرانش و پسرعموهایش؛ این گلهای بنی‌هاشم، پرپر شوند، و در مقابلش روی زمین بریزند و حتّی کودک شش‌ماهه‌اش هم کشته شود!

علاوه بر همه این مصیبتها، می‌داند به مجرّد این‌که جان از جسم مطهّرش خارج شود، عیالات بی‌پناه و بی‌دفاعش، مورد تهاجم قرار خواهند گرفت. می‌داند که گرگهای گرسنه، به دختران خردسال و جوانش حمله‌ور می‌شوند، دلهای آنها را می‌ترسانند؛ اموال آنها را غارت می‌کنند؛ آنها را به اسارت می‌گیرند و مورد اهانت قرار می‌دهند. می‌داند که به دختر والای امیرالمؤمنین علیه‌السّلام، زینب کبری‌ سلام‌اللَّه علیها، که جزو شخصیتهای بارز دنیای اسلام است، جسارت می‌کنند. اینها را هم می‌داند.

بر همه اینها، تشنگی خود و اهل و عیالش را اضافه کنید: کودکان خردسال، تشنه. دختر بچه‌ها، تشنه. پیرها، تشنه. حتی کودکِ شیرخواره، تشنه. می‌توانید تصوّر کنید که این مبارزه چقدر سخت است؟ انسانی چنان والا، پاک، مطهّر و منوّر که ملائکه آسمان برای تماشای جلوه او بر یکدیگر سبقت می‌گیرند و آرزومند تماشای حسین‌بن‌علی علیه‌السلام هستند تا به او متبرّک شوند؛ انسانی که انبیا و اولیا آرزوی مقام او را می‌کنند، در چنان مبارزه‌ای و با چنان شدّت و محنتی به شهادت می‌رسد. شهادتِ چنین شخصیّتی، حادثه‌ای شگرف است. کدام انسانی است که عاطفه‌اش از این حادثه جریحه‌دار نشود؟! کدام انسانی است که این حادثه را بشناسد و بفهمد و نسبت به آن دلبسته نشود؟

این همان چشمه جوشانی است که از ظهرِ روزِ عاشورا شروع شد؛ از همان وقتی که زینب کبری سلام‌اللَّه‌علیها - طبق نقلی که شده است - بالای «تلّ زینبیّه» رفت و خطاب به پیغمبر عرض کرد: «یا رسول‌اللَّه، صلّی علیک! ملائکة السّماء هذا حسینک مرمّل بالدّماء، مقطّع الاعضاء، مصلوب العامة والرّداء.» او خواندنِ روضه امام حسین علیه‌السّلام را شروع کرد و ماجرا را با صدای بلند گفت؛ ماجرایی که می‌خواستندمکتوم بماند. خواهر بزرگوار امام، چه در کربلا، چه در کوفه و چه در شام و مدینه، با صدای بلند به بیان حادثه عاشورا پرداخت. این چشمه، از همان روز شروع به جوشیدن کرد و تا امروز، همچنان جوشان است. این حادثه عاشوراست.

یک وقت است که کسی از داشتن نعمتی بی‌بهره است و در مقابل نعمتِ نداشته، از او سؤالی هم نمی‌شود. اما یک وقت کسی از نعمتی بهره‌مند است و از آن نعمتی که دارد از وی سؤال می‌شود. یکی از بزرگترین نعمتها، نعمت خاطره و یاد حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، یعنی نعمت مجالس عزا، نعمت محرّم ونعمت عاشورا برای جامعه شیعیِ ماست. متأسفانه برادران غیر شیعی ما از مسلمین، خود را از این نعمت برخوردار نکردند. اما می‌توانند از این نعمت بهره‌مند شوند و امکانش هم وجود دارد. البته بعضی از مسلمینِ غیر شیعه در گوشه وکنار، ذکر محرّم و عاشورا را دارند. ولی آن‌گونه که باید و شاید، بینشان رایج نیست؛ در حالی‌که بین ما رایج است.

اکنون که ذکر محرّم و عاشورا و یاد و خاطره امام حسین علیه‌السلام، در بینِ ما رایج است، از این ذکر و خاطره و جلسات بزرگداشت، چه استفاده‌ای باید کرد و شکر این نعمت چیست؟ این همان مطلبی است که می‌خواهم به عنوان سؤال مطرح کنم، و شما جواب بدهید.

این نعمت عظیم، دلها رابه منبعِ جوششِ ایمانِ اسلامی متّصل می‌کند. کاری می‌کند که در طول تاریخ کرد و ستمگرانِ حاکم، از عاشورا ترسیدند، و از وجود قبر نورانی امام حسین علیه‌السّلام، واهمه داشتند. ترس از حادثه عاشورا و شهدای آن، از زمان خلفای بنی‌امیّه شروع شده و تا زمان ما ادامه یافته است و شما یک نمونه‌اش را در دوران انقلاب خودمان دیدید. وقتی که محرّم از راه می‌رسید، نظامِ مرتجعِ کافرِ فاسقِ فاسدِ پهلوی، می‌دید دیگر دستش بسته است و نمی‌تواند علیه مردمِ مبارزِ عاشورایی، کاری انجام دهد. در واقع مسؤولین آن نظام، ناتوانی خود را ناشی از فرا رسیدن محرّم می‌دانستند. در گزارشهای برجا مانده از آن رژیم منحوس، اشارتها، بلکه صراحتهایی وجود دارد که نشان می‌دهد آنها با فرارسیدن محرّم، دست و پایشان را حسابی گم می‌کردند. امام بزرگوار ما رضوان‌اللَّه‌علیه، آن مرد حکیمِ تیزبینِ دین‌شناسِ دنیاشناسِ انسان شناس، خوب فهمید که از این حادثه برای پیشبرد هدف امام حسین علیه‌السّلام چگونه باید استفاده کند و کرد.»

از بیانات رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) در 17-03-1373


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

 

بسم ا... الرحمن الرحيم
«و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل ا... امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون»
باعرض سلام بر امت شهيدپرور ايران و بخصوص اروميه و مردم انقلابى و حزب‌الهى اروميه،اول از همه شهادت خودم را بر تمام مردم انقلابى و بخصوص شما عزيزان تبريك و تهنيت عرض مى كنم.
مردم قهرمان اروميه و پدر و مادر عزيزم و اى عموهاى مهربان تر از پدر و مادر و اى پسر عموهاى عزيزم، در شهادت من ناراحت نباشيد و اصلاً گريه نكنيد. بلكه اين وصيتى است از طرف من كه در تشييع جنازه من نقل و شيرينى پخش كنيد و شاد باشيد. چون در راه خدا به شهادت رسيدم. ولى ‌سفارشى كه بر امت ايران دارم اين است كه هميشه پشتيبان امام امت خمينى كبير باشيد. اى مردم انقلابى و اى ياوران خمينى، نگذاريد خون شهيدان را منافقان و روبه صفتان پايمال كنند و فرصت كوچكترين توهين و اهانتى را به دشمنان اسلام ندهيد. دشمن اسلام در هر لباسى ظاهر مى‌شود. ممكن است به چهره هاى گوناگون درآيد تا فرصت براى از بين بردن اسلامى انقلابى باشد. مردم مسلمان، من براى شما عزيزان پيامى دارم كه تمام كساني كه در جبهه هاى جنگ و در كردستان با عوامل آمريكا و شوروى مبارزه مى كنند، تنها به خاطر اسلام و براى رضاى خدا مى باشد. ولى آن كسانى كه در ادارات و غيره براى گرفتن پست و مقام هستند و يا حق مستضعفان را پايمال مى كنند، از شما ملت عزيز مى خواهم كه آنها را به سزاى اعمال خود برسانيد و آن كسانى را كه با خون شهيدان به نفع خود استفاده‌ مى كنند رسوا سازيد و يك سفارش به مقامات مسؤول مملكتى و شهر خودمان اروميه دارم كه در فكر پست و مقام نباشيد. در فكر خدمت به مردم مستضعف باشيد و هر كدام كه لایق اشغال ‌مسؤوليتى نيستيد، بى خود مزاحم ملت نباشيد و پول بيت‌المال را به هدر ندهيد، بلكه خودتان كنار برويد تا كساني كه لايق و خدمتگزار خوبي براي اين مستضعفان هستند روي كار بيايند و خدمت كنند و و اين پيام را به حضور ملت ايران دارم كه سعي كنيد آن كساني كه متعهد به اسلام هستند و احساس مسؤوليت مي كنند روي كار بيايد،‌ نه كساني كه هيچ تعهدي در برابر خداوند احساس نمي كنند و هر كاري دلشان بخواهد مي كنند. برادران حزب‌الهى خودتان را از كارها عقب نكشيد، بلكه سعى‌ كنيد كارها را به دست گيريد. چون من به صداقت حزب ا... ايمان دارم و واقعاً حزب ا... نه اينكه حزب‌الهى نما. و در‌ آخر چند كلمه اي با خانواده ام سخني دارم. پدر و مادر عزيزم، گناهان مرا ببخشيد و حلالم كنيد. چون من خيلي به شما اذيت دادم و خيلي زياد، مادر و پدر عزيزم، جوان بودم و نادان و گنهكارم و دست به درگاه شما مي آورم كه فقط آرزويم اين است كه شما مرا ببشخيد و فقط ببشخيد و از ته دل حلالم كنيد تا خدا گناهان مرا عفو كند. پدر و مادر، اگر شهادت نصيبم شود و اگر خدا اعمال مرا قبول كند ديگر آرزويى نخواهم داشت. پدر و مادر، در دنيا به آرزويم نرسيدم و اميدوارم در آخرت به آرزويم رسيده باشم. پدر و مادر عزيزم، پس از شهادت من اصلاً گريه و ناراحت و غمگين نباشيد و هر كس كه بعد از شهادت من ناراحت باشد به من ظلم كرده است. چون من در راه خدا به شهادت رسيدم. و آن كسي كه اين وصيت‌نامه را مي خواني، از تو مي خواهم به همه برادران و خواهران و دوستان و آشنايان اين پيام مرا برسان كه براي من ناراحت نباشند و گريه نكنند. چون در راه خدا و به خاطر خدا و جلب رضاى او و كمك به دين خدا و اطاعت از ولايت فقيه و بالاخره در راه امام حسين(ع) كشته شدم و افتخار مى كنم تا آخرين قطره خونم از ولايت فقيه پشتيبانى كردم و خون من شاهد است:
«إنا لله و إنا اليه راجعون»
پس از كشته شدن چرا مى ترسيد. اگر مى دانستم اين قدر شيرين است، كشته شدن در راه خدا، هزار بار كشته مى شدم.
والسلام عليكم و رحمت ا... و بركاته
امامعلى شاه‌محمدى

1361/11/18

منتشرشده در:اروم نیوز


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

http://rasar.persiangig.com/shohada/1%20%282%29.jpg
بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

نویسنده:رضا اصغری آذر

شاید اگر جای او بودیم،بی تفاوت نظاره گر به تاراج رفتن عفت ناموس مردم می شدیم.

شاید اگر جای او بودیم،خیلی زود تلفن همراه مان را در می آوردیم و مشغول فیلمبرداری می شدیم تا در جمع های دوستانه حرفی برای گفتن و فیلمی برای پخش کردن داشته باشیم .اصلاً  آن را به دیگران ارسال می کردیم تا مبادا کسی از تماشای اثر هنری ما محروم شود یا با عجله در فضای مجازی انتشار می دادیم تا ببینیم چندتا لایک می خورد!

شاید اگر جای او بودیم،بعضی از ما که خود را مثلاً داعیه دار کار فرهنگی می دانیم و خیلی ادعایمان هم می شود و بعضی اوقات هم ژستی کاریزمایی به خود می گیریم،در آن لحظه با دیدن آن صحنه سری تکان می دادیم و آهی می کشیدیم و می گفتیم:چقدر وضع جامعه خراب شده!پس این نهادهای فرهنگی و ذیربط چه می کنند؟
نمی دانم چرا او اینگونه کرد؟نمی دانم چرا به بعضی کارها که ما می کنیم اکتفا نکرد؟چرا نیامد مثل بعضی از ما بنشیند و محافظه کارانه از اهمیت و فضائل امر به معروف و نهی از منکر سخن بگوید و با سخنرانی و نصب بنر و پوستر و جشنواره و سمینار به قول خودمان در ترویج امر به معروف و نهی از منکر و تذکر لسانی بکوشد؟
قهرمان ملی ما چقدر مظلومانه از میان ما رفت و سندی شد بر مرده پرستی ما.مدتی را که در بستر بیماری بود،تنهایی شده بود همدم و مونس او.به جز عده معدودی نه کسی به عیادتش رفت و نه از او تجلیل شد.این دلاور مرد در کنار دردهایی که می کشید،بابت هزینه های درمانی اش هم با مشکل مواجه بود.نامه ای که چند روز قبل از شهادتش برای رهبر معظم انقلاب نوشت،حرف های بسیاری با ما دارد و تنها شرح گوشه ای از رنج هایی بود که او می کشید.
این شهید عزیز مظلومانه پر کشید و خیلی از ما هم او را تنها گذاشتیم  و بعضی هم  طوری رفتار کردیم که انگار کار خاصی انجام نداده است.آن قدر مظلومانه که خبر شهاد تش خیلی سریع و در بخش های پایانی اخبار گفته شد و فکر نکنم که سرجمع مدت خبر شهادتش در بخش های خبری مختلف به 5دقیقه هم برسد.شاید اگر کسی یک تراکتور را گل کاری می کرد و با آن راهی خانه بخت می شد،مدت زمان بیشتری از اخبار را به خود اختصاص می داد.با این وضعیت و بی مهری نسبت به او حتماً انتظار هم داریم که مردم و آیندگان نسبت به امر به معروف و نهی از منکر تشویق شوند.
او ایمان داشت که امر به معروف و نهی از منکر از جهاد بافضیلت تر است و رفت تا مردانگی و غیرت معنا و مفهوم خود را از دست ندهد.جای او میان ما خاکی ها نبود.درود بر روان پاکش که همچون حسین(ع)شهید راه امربه معروف و نهی از منکر شد.برای من ثابت شد که ما هميشه صداهاي بلند را مي شنويم ،پررنگها را مي بينيم و سخت ها را مي خواهيم غافل از اين كه خوبها آسان مي آيند و بي صدا مي روند.سخنم را به پایان برسانم که بغض امان نمی دهد و پرداختن به این مسئله دردناک است و شرح فراق بسیار جانکاه.از درگاه خداوند متعال برای طلبه شهید علی خلیلی علو درجات و برای خانواده بزرگوار ایشان صبری زینب وار مسئلت می نمایم.
در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

آشنایی با شهید علی خلیلی

لینک یادداشت در :

حرف تو

الف

حرف رُک

عماریون


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر







نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر


نویسنده:رضا اصغری آذر

رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدظله العالی)در جلسه اخیر با  اعضای مجلس خبرگان  توجه به فرهنگ دینی و انقلابی را یكی از وظایف خطیر مسئولان دانستند و تأكید كردند:« من هم از مسائل فرهنگی نگرانم و در این نگرانی نمایندگان محترم خبرگان سهیم هستم.»

به گزارش سرویس فرهنگی نسل برهان؛در حال حاضر یکی از اصلی ترین مشکلات و معضلاتی که در عرصه کار فرهنگی با آن مواجه هستیم،خارج کردن مردم از صحنه کار فرهنگی،جزیره ای عمل کردن و عدم هماهنگی و تعامل بین نهادها و فعالان فرهنگی  است که این امر به موازی کاری و اتلاف انرژی و بودجه های فرهنگی می انجامد.

در واقع عدم حضور و نقش آفرینی مخاطبان برنامه های فرهنگی در تصمیم گیری ها و اجرای برنامه ها و طرح ها  به معنای دولتی و اداری کردن کارفرهنگی و از بین بردن فضا برای بازیگری و ایفای نقش آنان است.یعنی برنامه های فرهنگی بدون نیازسنجی،مشورت و نظرخواهی از مخاطبان تصویب و اجرا می گردد و باعث می شود تا ازدید مخاطبان این برنامه ها تشریفاتی،ظاهرسازی و نمایشی به نظر بیاید و خروجی و ثمره آن به حداقل کاهش یابد.

داشتن نگاه اداری و رقابتی منفی ،عادت به روال اداری برای انجام کار فرهنگی و کمرنگ شدن مردمی بودن و خودجوش بودن این برنامه ها مانع بزرگی برای فعالیت در عرصه فرهنگی است.تا زمانی که مردم خود را در میدان و بطن مسائل فرهنگی احساس نکنند،عملاً پیشرفت قابل توجهی حاصل نمی شود.اگر مردم و افراد دغدغه مندخصوصاً نسل سوم و چهارم انقلاب  اندکی احساس کنند که نهادهای فرهنگی در تصمیم گیری ها و اجرای برنامه ها از آنان کمک و مساعدت می طلبند،قطعاً با روحیه ای جهادی و با همدلی و تعاون و همکاری در این زمینه تلاش خواهند کرد. رهبر معظم انقلاب نیز با تأکید بر این مسئله  فرموده اند: «از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاكنون، در هر مقطعی كه مردم به وسط میدان آورده شدند و با نام خدا، حركت جهادی آغاز شد، پیروز آن میدان بودیم كه نمونه های عینی آن، پیروزی انقلاب اسلامی و پیروزی در هشت سال دفاع مقدس است.»

مثلاً اگر ما محیط دانشگاه را در نظر بگیریم،بسترسازی برای فعالیت های فرهنگی و حمایت از تشکل های دانشجویی فعال و انقلابی باید در اولویت کار قرار بگیرد.زیرا یکی از اصلی ترین نیروهای اجتماعی هر کشور،جوانان و نوجوانان آن می باشند و نسل جوانی که امروزه در دانشگاه ها گرد هم آمده اند،نسلی تأثیرگذار و پویا هستند که باید به افکار و ایده های آنان بها داده شود و تشکل دانشجویی هم می تواند فضا را برای مشارکت دانشجویان در تعیین و اجرای برنامه هافراهم سازد.

نسل جوان انقلابی بهترین سرمایه برای گسترش قدرت عمومی کشور و جامعه و نظام جمهوری اسلامی است و از این سرمایه میتوان برای تحقق آرمان­ها و اهداف نظام جمهوری اسلامی بهره­های فراوانی برد.آرمان گرایی ویژگی دوران نوجوانی و جوانی است و همین آرمان گرایی ضرورت و اهمیت وجود تشکیلاتی مسنجم و فعال را نشان می دهد تا مبادا این آرمان گرایی و انرژی مورد سوءاستفاده اهداف و اغراض دیگران قرار بگیرد.

اهمیت توجه به تشکل های دانشجویی به این دلیل است که اعضای این تشکل ها به علت وجود روابط عاطفی و نیز درک متقابل از همدیگر و آشنایی با اقتضائات سنی و پدیده های نوظهور بهتر و تأثیرگذارتر از دیگران می توانند در صحنه دانشگاهی برنامه ریزی و نقش آفرینی کنند و ضروری است که در امورات فرهنگی به نظرات و پیشنهادات آنان بها داده شود.

اعتماد به ظرفیت ها و قابلیت های نسل جوان،اعتقاد به خرد جمعی و مشورت و دوری از منیّت ها و نفسانیّت ها زمینه ساز حضور دانشجویان در صحنه های فرهنگی می باشد و این حضور باعث ایجاد طراوت و خلاقیت در برنامه های فرهنگی و جلوگیری از کلیشه زدگی و قالب زدگی این برنامه ها است.

در این حالت تشکل های دانشجویی می توانند با فعالیت های تبلیغی،جریان سازی،موج آفرینی و موضع گیری در تعمیق سطح اعتقادات و بینش مذهبی و افزایش بصیرت و دشمن شناسی دانشجویان بکوشند و با شناخت ظرفیت ها و استعدادهای هر فرد،از تمامی قابلیّت ها بهره بجویند و از انقلاب اسلامی و ارزش ها و آرمان های آن پاسداری کنند.

تشکل های دانشجویی هم وظیفه و رسالت سنگینی بر عهده دارند و  باید با بصیرت و توکل در عرصه فرهنگی تلاش کنند و این جمله رهبر معظم انقلاب را سرلوحه کار خود قرار دهند:« بر روى طاق بلند جنبش دانشجوئى نوشته شده: ضديت با استكبار، كمك به پيشرفت كشور، كمك به اتحاد ملى، كمك به پيشرفت علم، حضور و شركت در مبارزه و پيكار همگانى ملت ايران براى غالب آمدن بر توطئه‌ها و بر دشمنى‌ها».
لینک:
پایگاه تحلیلی خبری نسل برهان
اروم نیوز

 


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر


چیستی و چرایی«اقتصاد مقاومتی»

اقتصاد مقاومتی همان ریاضت اقتصادی است؟ 

نویسنده:رضا اصغری آذر

در حال حاضر یکی از مسائل بسیار مهم و تاثیرگذاری که باید مورد توجه قرار بگیرد،موضوع«اقتصاد مقاومتی» است. تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) بر  این مسئله، نامگذاری سال های اخیر با رویکردی مبتنی بر اقتصاد مقاومتی و ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی در 30بهمن ماه سال جاری نشانگر میزان اهمیت و اولویت این بحث از دیدگاه رهبر معظم انقلاب می باشد.

طرح مداوم واژه اقتصادمقاومتی در بیانات رهبری حاکی از آن است که این مبحث تصمیم و گفتمانی است که به زمانی خاص اختصاص ندارد و مربوط به شرایط مقطعی نیست که با گذشت زمان از اهمیت آن کاسته شود.

به گزارش سرویس دانشگاهی نسل برهان؛گاهاً برداشت و تصور اولیه غلطی که از این عنوان می شود ،این است که اقتصاد مقاومتی برنامه ای مشابه طرح های ریاضتی است که در بعضی از کشورها اجرا می شود.

در حالی که در اقتصاد مقاومتی هدف ایجاد اصولی برای رسیدن به اقتصادی پویا،جامع،توسعه یافته و مبتنی بر فرهنگ دینی است که با اصلاح ساختارهای غلط و مقاومت در برابر هرنوع مانع به دنبال ثبات،رشد و استقلال اقتصادی می باشد.یعنی رویکردی که بر آن است تا پدیده شوم وابستگی شدید اقتصاد به نفت را کاهش دهد و با ایستادگی در برابر سلطه گران اقتصادی و استفاده از ظرفیت های داخلی به رونق تولید ملی و رشد اقتصادی دست یابد.

در اقتصاد مقاومتی با وجود سختی ها و فشارها فعالیت مضاعف همراه با رشد اقتصادی توأم با تحکیم اقتصاد مورد نظر است .مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در بیاناتشان معنا و مفهوم اقتصاد مقاومتی را اینگونه بیان می کنند:« اقتصاد مقاومتي معنايش اين است كه ما يك اقتصادي داشته باشيم كه هم روند رو به رشد اقتصادي در كشور محفوظ بماند ، هم آسيب پذيري اش كاهش پيدا كند . يعني وضع اقتصادي كشور و نظام اقتصادي جوري باشد كه در مقابل ترفندهاي دشمنان كه هميشگي و به شكلهاي مختلف خواهد بود ، كمتر آسيب ببيند و اختلال پيدا كند . يكي از شرايطش ، استفاده از همه ظرفيت هاي دولتي و مردمي است ؛ هم از فكر ها و انديشه ها و راهكارهايي كه صاحب نظران مي دهند استفاده كنيد ، هم از سرمايه ها استفاده شود.»

غفلتی که در موضوع اقتصاد مقاومتی صورت گرفته،این است که به میزان لازم درباره آن بحث نشده است.دلیل این ادعا هم این است که متأسفانه برای بسیاری از مردم و حتی اقشار دانشگاهی و مسئولین نیز اقتصاد مقاومتی واژه ای نا آشناست که از الزامات و اهمیت و اصول آن اطلاع ندارند. این یعنی اکثریت رسانه ها و مطبوعات به اندازه کافی به این مسئله مهم و کلیدی نپرداخته اند و از ابزارها و روش های مختلف تبلیغاتی برای تبیین مفهوم اقتصاد مقاومتی استفاده نشده و این موضوع در جلسات دانشگاهی و تشکیلاتی و محافل مختلف به میزان مطلوب مورد بحث و بررسی قرار نگرفته است.

این در حالی است که اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی نیازمند روحیه ای جهادی است و منوط به آن است که  مردم نسبت به این مسئله احساس مسئولیت کرده و هر فردی با توجه به جایگاه و توانایی های خود با شناخت وظایف و کارکردهای خویش در اجرای سیاست های آن بکوشد.چون در اقتصاد مقاومتی باید از حداکثر قابلیت ها و توانایی های افراد بهره برد و از منابع به صورت بهینه استفاده کرد.

بر این اساس برای تحقق سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی ،دولت و مسئولین باید با اهتمام و تلاش مضاعف  به حمایت از تولید ملی و صاحبان صنایع و سازمان های مردم نهاد همت گمارند و در ایجاد رابطه بین علم و صنعت،اشتغال زایی و تلاش برای بهره مندی حداکثری از منابع انسانی و بالا بردن سطح تولید بکوشند.همچنین دولت می تواند با حاکم نمودن امنیت مطلوب در فضای کسب و کار و به کار گیری سیاست تشویق و تنبیه ، تدوین قوانین و ساختار مناسب و مبارزه با مفاسد اقتصادی در بهبود شاخص های اقتصادی تحقق اهداف و سیاست های اقتصاد مقاومتی را تسریع بخشد. تلاش برای واردات حداقلی و رونق صادرات غیر نفتی و داشتن دیپلماسی قوی و اصولی در ایجاد و بهبود روابط اقتصادی با سایر کشورها و سازمان های بین المللی هم  بسیار تأثیرگذار است.

در کنار دولت و مسئولین،مردم نیز نقش و وظایف مهمی در اجرای اصول اقتصاد مقاومتی دارند.مردمی کردن اقتصاد و تلاش برای ایجاد فضایی برای مشارکت و نقش آفرینی عموم مردم در صحنه های اقتصادی با عطف به سیاست های اصل 44 قانون اساسی باید مورد توجه مسئولان قرار بگیرد.افراد جامعه به عنوان خریداران و مصرف کنندگان تولیدات و کالاها ،باید به حمایت از تولید ملی و کالاهای داخلی بپردازند و در ریشه کن کردن  باورهای غلط،تجمل گرایی، اسراف و اخلاق ناپسند تفاخر به مصرف برندهای خارجی با وجودنمونه های مشابه داخلی بکوشند.

البته رسیدن به این اهداف نیازمند تلاش مستمر و بلند مدت است.قطعاً در این مسیر شاهد سختی هایی خواهیم بود و نباید با مشاهده هر خلل یا مانعی از ادامه راه نا امید و مأیوس شد.رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) در این زمینه می فرمایند:« مشكلات ما مثل مشكلات يك كوهنورد است كه دارد در راهي حركت مي كند.راه سختي است و البته مشكلاتي دارد،گاهي آب مي خواهند،گاهي غذا مي خواهند ، گاهي مشكلات دارند،گاهي به يك مانعي برخورد مي كنند ؛ اما دارند طرف بالا مي روند . مشكلات ما از اين قيبل است.»

امید است که مردم و مسئولین کشور با توجه به این مسئله و وظیفه شناسی و ایفای نقش در اجرای مبانی و اصول و سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی با جدیت تمام تلاش کنند تا در آینده ای نزدیک  شاهد رشد روزافزون شاخص های اقتصادی و تحقق شعار حماسه اقتصادی همچون حماسه سیاسی باشیم.

لینک یادداشت در:

پایگاه تحلیلی خبری نسل برهان

اروم نیوز


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر
آلمان یک بازی راه انداخته بود به نام اسم دادگاه میکونوس.می خواست یک سری به ظاهر خراب کاری امنیتی را بیاندازد گردن ایران.در واقع میکونوس رستورانی است در مرکز شهر برلین پایتخت آلمان که در 22شهریور 71شاهد یک عملیات تروریستی بود.طی این عملیات سه نفر وارد رستوران شدند و 4نفر از افراد حاضر در رستوران را ترور کردند.
از آنجایی که افراد کشته شده،رهبر مخالفین کُرد ایران و نمایندگان حزب دمکرات کردستان و از مخالفان نظام بودند،این ترور موجی از اتهامات را متوجه مسئولان بلند پایه ایرانی کرد.دادگاه آلمان هم در رأی خودش به اتهامات دامن زد و با این فضاسازی ها موجی ضد ایرانی در جهان به راه افتاد.کشورهای اروپایی هم این وسط خودشان را شیرین کردند و از سفیران خود خواستند تا ایران را ترک کنند و سفیران ایران هم به کشور بازگشتند.سفرای اروپایی که رفتند،رهبری با قاطعیت فرمودند:«لازم نیست سُفرایی که رفته اند،برگردند ایران.اگر هم قرار شد برگردند،سفیر آلمان حق ندارد برگردد تا وقتی اجازه دهیم.»
مدتی که گذشت،با تدبیر هوشمندانه رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) نه تنها ظاهرسازی این ترور برای افکار عمومی مشخص شد،بلکه بحران سیاسی ایران با اتحادیه اروپا که شش ماهی طول کشیده بود،به یک پیروزی قاطع در عرصه روابط خارجی ایران ختم شد.
قضیه طوری پیش رفت که بعد از مدتی که سفرای کشورهای اروپایی درخواست بازگشت به ایران را دادند،رهبری در موضعی قدرتمندانه خروج سفرا را کم اهمیت دانستند و گفتند:«در مرحله اول فعلاً تا مدتی سفیر آلمان را به ایران راه ندهید.بقیه هم که می خواهند به عنوان یک حرکت آشتی جویانه برگردند،مانعی ندارد.خودشان رفته اند،خودشان هم برگردند.در مورد رفتن سفرای ایران به آن کشورها هم فعلاً نباید عجله ای بشود.هرچه مصلحت و عزّت اسلامی اقتضا می کند همان را انجام دهید...ما بدون اروپا هم می توانیم کشورمان را بسازیم.»
اروپا دید واقعاً ایران به این مسئله اهمیت نمی دهد.خیلی برایشان خفت داشت که از یک کشور به خیال خودشان جهان سومی،چنین تحقیری ببینند.غیر آلمان که سفیرش معطل اجازه ایران بود،بقیه کشورها سفیران شان را برگرداندند ایران.آن هم شبانه و دور از چشم خبرنگارها! 
به این می گویند دیپلماسی عزتمندانه!


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

نویسنده:رضا اصغری آذر
در عصر کنونی علی رغم پیشرفت های همه جانبه و گسترش رفاه، انسان معاصر بیشتر از گذشته به معنویت احساس نیاز می کند و هر چه زمان جلوتر می رود،پوچی و بی اساسی مکاتب مادی و دنیوی بیشتر آشکارتر می شود.در قرن معاصر که موجی از مشکلات و بیماری ها به سوی انسان هجوم آورده اند،همه به دنبال رسیدن به آرامش هستند ولی آیا مکاتب مادی می توانند پاسخگوی همه نیازهای جسمی و روحی انسان باشند؟
البته که نمی توانند!
گسترش شهر نشینی و پیامد های آن،ماشین زدگی و مدرنیته،تعارضات فرهنگی،تجملات و زیاده خواهی ها،اختلاف نسل ها،ناملایمات و مشکلات زندگی و اقتضای قهری زندگی مدرن اصطلاحاتی است که این روزها زیاد می شنویم.
سوال اینجاست در چنین شرایطی انسان در برابر مشکلات و ناملایمات باید با چه کسی درد دل و گفتگو کند و از کجا می تواند نیرو بگیرد؟
خداوند متعال در آیات 45 و 153 سوره بقره به این سوال پاسخ می دهد:
«استعینو بالصبر و الصلاه»
از شكيبايى و نماز يارى جوييد.
در این جهان که از آن به عنوان دار حوادث و مشکلات یاد می شود،رسیدن به اهداف متعالی بدون گذراندن سختی ها و مشکلات امکان پذیر نخواهد بودو در این میان افراد کم صبر و به جایی نخواهند رسید.صبر توان درونی انسان ها را افزایش می دهد و یکی از ویژگی های افراد موفق و باایمان ،صبر و شکیبایی و خویشتن داری آنان است.ریشه اضطراب و  بسیاری از اختلافات و درگیری ها نداشتن صبر است  البته از صبر نباید به عنوان انفعال و انظلام یاد کرد که این تعبیر نادرستی است.
صبر در برابر مشکلات باعث می شود تا انسان در برابر سختی ها و فشارها استقامت کند و  واکنش های غیرمنطقی از خود بروز ندهد. آثار مثبت صبر در سلامتی جسم و روح انسان به حدی است که ذکر تمامی موارد آن منجر به اطاله کلام می شود.صابران هم در این جهان و هم در جهان آخرت سعادتمند هستند.خداوند متعال به صراحت درباره اجر صابران می فرماید:
«إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَاب»
همانا صابران پاداش خود را بى حساب به طور كامل دریافت مى‏ دارند.
پیامبر اکرم(ص) نیز در حدیثی می فرمایند:
«الصبر خیر مرکب ما رزق الله عبدا خیرا له و لا اوسع من الصبر»
صبر بهترین مرکب سواری است، خداوند هیچ بنده ای را بهتر و گسترده از صبرروزی نداده است.
و اما نماز.در وصفش همین بس که ستون دین است و نور چشم پیامبر اکرم(ص).نماز چون جویباری است که انسان هر روز چندین مرتبه جسم و جان خویش را در زلالی آن تطهیر می کند.چه بسیار داستان های شگفتی که درباره سیره  ائمه  اطهار(ع) و اولیا الله  در نماز شنیده ایم.از اقامه نماز توسط امیرالمومنین(ع) در بحبوحه جنگ صفین و برپایی نماز به امامت سیدالشهدا(ع)در صحرای کربلا.
بی بهرگان از نماز بیچارگان حقیقی اند که خود را از چنین نعمت بزرگی محروم کرده اند.فردی که نماز را سبک بشمارد گناه بزرگی را مرتکب شده و  برکات آن را از خود دور می کند.در این باره شاعر چه زیبا سروده است:

شیطان که رانده گشت به جزیک خطانکرد
خود را برای سجده به آدم رضا نکرد
شیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز
آن سجده بر آدم و این برخدا نکرد

نمازی که با حضور قلب و اخلاص و معرفت خوانده شود ،تاثیر بسیار عمیقی در زندگی و رفتار آدمی برجای می گذارد و از بروز معصیت و گناه پیشگیری می کند.همان طور که در آیه 45سوره عنکبوت خداوند متعال می فرماید:

«إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ»
نماز را برپا دار كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مى ‏دارد.
امام صادق(ع)فرموده اند:«هر كس می‌خواهد بداند نمازش قبول شده یا نه، بنگرد آیا نمازش او را از فحشا و منكر باز داشته است یا نه؟ به هر مقدار كه باز داشته، همان مقدار از نمازش پذیرفته شده است. نماز بى روح تأثیرى در جلوگیرى از گناه ندارد»
همین دوری از گناه به امیدواری و توکل می انجامد.چون انسان گناهکار یا از گذشته خود پشیمان است یا از آینده خود نگران.
مجموعه دستورالعمل هاو توصیه هایی که در آیات و روایات و فرهنگ ما وجود دارد،برنامه جامعی برای زندگی انسان ها است.از این روست که مقوله سبک زندگی اسلامی-ایرانی مورد توجه قرارگرفته و امید است تا با اقدامات شایسته ،شیوه زندگی مان به این سبک نزدیک تر شود.
لینک یادداشت در:
حرف رک


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر







نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر


به مناسبت 4 اسفند سالروز شهادت سردار شهید حاج سعید قهاری سعید

زندگینامه از زبان خود سردار شهید سعیدقهاری سعید:

«اينجانب سرتيپ دوم پاسدار سعيد قهاري سعيد فرزند حسين علي متولد پنجم فروردين ماه 1331 كه در خانه اي محقر اما مصفا به عشق و نور الهي و ولايت اهل بيت عصمت و طهارت (ع) در روستاي چنار عليا شهرستان اسد آباد از توابع استان همدان به دنيا آمده و از همان زمان طفوليت كه آواي حق ( اذان و اقامه ) توسط والدينم بر گوشم طنين افكنده بود ، پس از شناخت ، خود را براي مبارزه با نفس آماده نموده و پدر ومادرم كه انسانهاي مومن و زحمت كشي بودند در تربيت من سعي و تلاش زيادي نمودند .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

قيل للقمان : ألست عبد آل فلان ؟ قال : بلى ، قيل : فما بلغ بك ما ترى ؟ قال : صدق الحديث ، و أداء الامانة ، و ترك ما لا يعنيني ، و غضي بصري ، و كفي لساني ، و عفتي في طعمتي ، فمن نقص عن هذا فهو دوني ، و من زاد عليه فهو فوقي ، و من عمله فهو مثلي .

به لقمان گفتند:مگر تو بنده فلان خانواده نبودی؟

گفت:بلی،بودم

گفتند:چه چیزی تو را به این مقامی که الان رسیده ای،رسانده است؟

گفت:راستگویی،ادای امانت،ترک امور بی فایده،کنترل چشم،حفظ زبان و غذای حلال.

بحارالانوار/ج13/ص426


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

به بهانه 6 اسفند سالروز شهادت شهید حمید باکری

روایت سردار شهید احمد کاظمی از عملیات خیبر و نحوه شهادت شهیدحمید باکری به همراه تصاویر منتشرنشده و کمتر دیده شده از شهید در ادامه مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

عبدالله نجاشی از دوستداران و پیروان ششمین پیشوای شیعیان امام صادق علیه السلام بوده است.او در عصر خلافت عباسی ، به استانداری اهواز منصوب می شود.عبدالله در نامه ای از  امام صادق(ع) راهنمایی و نصیحت می طلبد و در نامه ای خطاب به امام می نویسد: «من به ولایت اهواز مبتلا شدم و از آقا و مولای خود می خواهم حد و حدود من را مشخص نماید تا بفهمم با چه عملی به خدا نزدیك شوم و چگونه بیت المال را خرج كنم و به چه كسی اعتماد نمایم و چه كسی را اهل سرّ خود قرار دهم...».

امام صادق(ع)در پاسخ به این نامه نیز بعد از دعا در حق عبدالله می فرمایند:

« خبر والی شدن تو بر اهواز مرا هم خوشحال كرد و هم ناراحت ، علت خوشحالی این است كه...

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

شهید مهدی امینی

پاسدار مقاوم ومتقی اسلام «شهید مهدی امینی» سرباز پاکباخته حضرت ولی عصر (عج) و مقلد حقیقی امام خمینی (ره) در سال 1332 در شهرستان ارومیه دیده به جهان گشود و در دامن مادری با ایمان و عاشق اهل بیت (ع) پرورش یافت.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

شورای شهر

همه جای شهر رنگ و بوی انتخاباتاتی داشت و در هر محفلی سخن از کاندیداها بود و انتخابات پیش رو.پوسترها و بنرهای تبلیغاتی از هر سو نظر مردم را به خود جلب می کرد و بازار تبلیغات و شعارنویسی و توزیع فیلم های انتخاباتی و شیرینی و شربت داغ بود.

از آلودگی های بصری که بگذریم،نماهنگ ها وسرودهای مختلفی از دفاتر انتخاباتی برای  رهگذران پخش می شد که گاها صدای آن را به قصد رقابت با سایر دفتر انتخاباتی بلند می کردند تا گوش هیچ احدالناسی  از شنیدن این صداها در امان نباشد.حال اینکه اخلاق انتخاباتی رعایت می شد یا نه الله اعلم!

در ایام نزدیک به انتخابات مساجد هم رونق خاصی می گیرد و روزانه شاهد رفت و آمد بسیاری از کاندیداهای انتخاباتی و سخنرانی های پر طمطراق و زیبای آنان می شود.چند روز قبل از انتخابات هنگامی که از کنار مسجد محله رد می شدم،با انبوه پوسترها و بنرهای نصب شده در مسجد مواجه شدم.بطوری که نما و کاشی های مسجد به سختی دیده می شد.با خواندن اطلاعیه ها متوجه شدم که قرار است امشب سه تن از کاندیداها تشریف بیاورند و در مسجد برای مردم سخنرانی کنند.کاندیداها را می شناختم چون از همسایگان سابق ما بودند  اما باید اعتراف کنم اگر اسم آنها را ننوشته بودند،خیلی سخت می توانستم متوجه شوم که چه کسانی هستند.واقعاً دست آن مشاطه هنرمند و عکاس هنرمند آتلیه درد نکند که کارشان حرف نداشت.

من هم با دوستان قرار گذاشتم که ما هم شب به مسجد برویم.جلوی ورودی مسجد با روبوسی کاندیداها با مردم مواجه گشتیم.از هنگامی که وارد مسجد شدند،از هر موقعیتی حتی صف وضو و بین الصلاتین برای بیان برنامه ها و اهداف خود بهره می بردند.نمی دانم چرا خیلی خوش اخلاق تر از گذشته به نظر می رسیدند.بعد از نماز نوبت به خیر مقدم گویی اعضای هیات امنای مسجد رسید.راستش از گوشه و کنار شنیده بودیم که بعضی از این آقایان هر کدام مبلغ قابل توجهی را برای توسعه و تجهیز مسجد تقدیم هیات امنا کرده اند.خب خدا قبول کند!

وقت سخنرانی که فرا رسید،کاندیداها سنگ تمام گذاشتند.فکر نمی کنم خودشان هم باور کنند چقدر خوب  سخنرانی کردند.هر سه کاندیدا واقعا خیلی خوب حرف زدند و با بیانات خود ما را به فیض رساندند و ضمن بیان برنامه های خود مجدداً تاکید کردند که هرگز به دنبال پست و مقام نیستند و  هدفشان خدمت به خلق الله است و بنا بر احساس تکلیف وارد صحنه شده اند.ناگفته نماند که بنا بر اعلام دوستان هر کدام از این کاندیداها چندین مشاور تبلیغاتی کارآزموده و خبره دارند و با آنان همفکری و مشورت می نمایند.از هر دری سخنی گفتند.از اشتغال و تورم و ترافیک تا مسائل مختلف فرهنگی و مذهبی و شهری.بعضی اوقات هم طوری صحبت می کردند که اگر مردم به آنان رای ندهند و در انتخابات پیروز نشوند،فاجعه ای بسیار بزرگ اتفاق می افتد و دیگر به مشکلات رسیدگی نخواهد شد.در پایان سخنرانی هم  با به میان کشیدن تعصبات فامیلی و همسایگی مردم را برای رای دادن به خود تحریک و تشویق می کردند.خب بگذریم ،شاید هم اینگونه نبوده و من دچار خطای ذهنی شده ام.

نکته ای که برای من بسیار مهم است،این بود که این عزیزان قول دادندو قسم خوردند که  اگر در انتخابات پیروز شوند و به قولی خرشان از پل گذشت ،ما را فراموش نکرده و حداقل هر سه ماه یکبار به مسجد ما سر بزنند.

با پایان یافتن مهلت تبلیغات همه منتظر حضور در انتخابات بودند.این را هم بگویم که با پایان یافتن زمان قانونی تبلیغات ،کاندیداها به یکباره و به دلایل نامعلومی به یاد صله رحم و دیدار با فامیل و دوستان و آشنایان افتاده بودند و درکنار آن هوس قدم زدن در کوچه ها و خیابان ها به سرشان زده بود.

با طلوع سپیده دم روز جمعه و آغاز رای گیری،مردم حضوری بسیار باشکوه یافتند و رای خود را به صندوق ها انداختند.بالاخره زمان اعلام نتایج فرا رسید.از قضای روزگار دونفر از کاندیداهای منتخب انتخابات همان سخنرانان مسجد ما بودند  که حالا رسما به عنوان عضو شورای شهر معرفی می شدند.مردم محله و هیات امنای مسجد از این اتفاق بسیار مبارک خوشحال بودند و از اینکه دو تن از کاندیداهای مورد نظر آنان در انتخابات پیروز شده است،لبخندی ملیح بر لب داشتند.بعضی ها هم مشغول لیست کردن خواسته هایشان از اعضای محترم شورای شهر بودند و در این فکر که در آینده در محضر کاندیداهای منتخب چه بگویند.

زمان گذشت و جلسات شورای شهر یکی پس از دیگری تشکیل یافت.مردم و متولیان مسجد منتظر بودند تا کاندیداهای مورد نظر آنها به قول خود عمل کرده و به مسجد بیاید و طبق حرف های خودشان بنشینند و بدون خستگی به خواسته های مردم  رسیدگی کنند.انتظار برای این اتفاق ادامه داشت که تا این که فهمیدیم اکنون از زمان انتخاب آنان بیش از دو فصل گذشته ولی خبری مبنی بر حضور مجدد آنان در مسجد به گوش ما نرسیده است.

سخنم را کوتاه کنم که آقایان!لطفاً قول هایی را که به مردم داده اید همان روز پس از انتخابات از یاد نبرید و فراموش نکنید که عامل پیروزی شما در انتخابات حمایت و رای مردم بوده است.مبادا طوری شود که مردم از انتخابشان پشیمان شوند.

عزیزان عضو شورا ! مسجد سنگر دین و کانون اجتماع مردم است در محله ها که می تواند بهترین مکان برای رفع مشکلات و رسیدگی به درخواست های آنان و نظر خواهی باشد.حال زمان آن رسیده که این بار شما مستمع باشید و مردم برایتان سخن بگویند.دیدار بعدی را به چهار سال بعد و انتخابات آینده موکول نکنید.خلاصه خواسته اصلی  از اعضای شورای شهر این است:لطفا به وعده هایتان عمل کنید.

وقایع این یادداشت زاده قوه تخیل بود یا واقعیت؟ قضاوت با شما!

نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

به قلم :رضا اصغری آذر
در بین احکام و دستورات دین مبین اسلام،امر به معروف و نهی از منکر یکی از بزرگ ترین و با اهمیت ترین فرائض است که در قرآن کریم و احادیث ائمه اطهار(ع) به طور مکرر مورد تاکید قرار گرفته است.این واجب الهی آثار و برکات بسیار زیادی برای جامعه مسلمین دارد و به عنوان عاملی جهت پاسداشت و ترویج احکام اسلامی و ارزش های دینی به شمار می آید.
از مهم ترین تهدیدهایی که در عصر کنونی مسلمانان و جامعه اسلامی را تهدید می کند،مهجور ماندن امر به معروف و نهی از منکر و بی تفاوتی نسبت به این مسئله است که در واقع به معنای بی توجهی به وضعیت و سرنوشت جامعه و آسیب پذیر ساختن آن در برابر هرگونه خطر و تهدید می باشد.امربه معروف و نهی از منکر بر همه اقشار و عموم مردم واجب است،اما انجام این عمل آداب و شرایطی دارد که اگر رعایت نشود،حتی می تواند به بدبینی و لجاجت و گاهی نزاع و درگیری و ناملایمات دیگر منجر شود.خود برتربینی و معصوم نمایی،تحمیل عقاید،عدم آگاهی از راه ها و سلسله مراتب امربه معروف و نهی از منکر توهین و تحقیر،خشونت و بی رافتی،عدم شناخت طرف مقابل و نهی از منکر بدون توجه به امربه معروف از عواملی است که اگر در هنگام امربه معروف و نهی از منکر از آنها پرهیز نکنیم،قطعاً به نتیجه ای نخواهیم رسید.
از اصلی ترین ویژگی هایی که عامر به معروف و ناهی از منکر باید داشته باشد،پایبندی به اصول و عمل به دستورات الهی است.یعنی شرط اصلی این است که اگر کسی را به انجام عمل نیکویی دعوت و یا از کردار ناپسندی باز می دارد،باید خود ابتدا به حرف هایش عمل کند تا سخنانش مقبول واقع شود.
خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:
« یا ایُّها الَّذینَ امَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَاللَّهِ انْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُون»
اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، چرا سخنى مى‏ گویید که [به آن] عمل نمى‏کنید!؟ نزد خدا بسیار خشم ‏آور است که سخنى بگویید و بدان عمل نکنید.
مولای متقیان حضرت علی(ع) کسانی که دیگران را از کارهای زشت باز می دارند ولی خود آن را  مرتکب می شوند، احمق ترین مردم می خواند و این چنین می فرماید:
« اَحْمَقُ النَّاسِ مَنْ اَنْكَرَ عَلَی غَيْرِ هِرَذائِلَهُ وَهُوَ مُقِيمٌ عَلَيْها»
نادان ترین مردم و بی خردترین مردم کسی است که دیگران را از کار و خصلت بدی بازدارد،در حالی که خود آن را مرتکب گردد.
امام علی(ع) اين کار را شديدترين نفاق مى‏ داند كه انسان مردم را امر به طاعت كند اما خود اهل آن نباشد و آنها را نهى از معصيت نمايد و خود آنرا ترك نكند.
برهمین اساس از دیدگاه ائمه اطهار(ع)نیزعالِم واقعى آن كس است كه علمش همراه با عمل باشد.از همین رو امام صادق(ع) فرموده اند: «العالم من صدّق فعله قوله و من لم يصدّق فعله قوله فليس بعالم»
عالم كسى است كه رفتار او گفتارش را تصديق كند و هر كس كه كردار او سخن وى را تصديق نكند و عمل او بر خلاف گفته ‏اش باشد عالم نخواهد بود.
علت اینکه در بعضی موارد امربه معروف و نهی از منکر تاثیرلازم را نمی گذارد و مفید واقع نمی شود،همین عالم بی عمل بودن است.
امام صادق علیه‌السلام در این باره فرموده اند:«ان العالم اذا لم‌یعمل بعلمه زلّت موعظته عن القلوب، کمایزلّ المطر عن الصفا»
همانا وقتى که عالم به علمش عمل نکند، (باید بداند که) موعظه‌اش در دل‌هاى (شنوندگان) بلغزد و (اثر نکند) همان‌گونه که باران بر سنگ صاف مى‌لغزد (و نفوذ نمى‌کند).
البته  از این سخنان نباید به عنوان بهانه ای برای ترک امربه معروف و نهی ازمنکر استناد کرد بلکه شایسته است تا مومنان هم در اصلاح رفتارهای خود اقدام نموده و هم دیگران را امربه معروف و نهی از منکر کنند.
شهید بهشتی نیز در این باره فرموده اند:«یکی از آفت های حیات اجتماعی ما رواج دعوت زبانی و قلمی و کساد دعوت عملی است.»
باید توجه هم داشت که امر به معروف و نهی از منکر مراتب و روش های مختلفی دارد و محدود به موارد خاصی مانند حجاب نیست و تمام دستورات دینی را شامل می شود.در عصر حاضر که دشمنان مسلمین با ترفندهای گوناگون و ابزارهای مختلف در صدد ترویج بی بندوباری و انحرافات دینی هستند، مسلمانان باید با اهتمام و توجه به امربه معروف و نهی ازمنکر و یادگیری اصول و روش های آن،این فریضه را احیاء نمایند و در تبلیغ موازین دینی و اخلاقی و کاستن از ناهنجاری ها ومعاصی کوشا باشند.
لینک یادداشت در:
اروم نیوز


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر
فرازي از زندگينامه شهيد:
پاسدار شهيد محمدعلي حبيبي تركمان درسال 1344 در روستاي تپه تركمان از توابع شهرستان اروميه در يك خانواده مذهبي و متدين چشم به جهان گشود. بعد از گذراندن دوره كودكي به تحصيل پرداخت. تحصيلات ابتدائي و راهنمائي را با موفقيت به پايان برد و دوره متوسطه را در رشته برق در هنرستان تا كلاس چهارم ادامه داد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر







نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر
نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر


در تاریخ پرافتخار ارومیه روز 2بهمن57 روزی فراموش ناشدنی و بسیار مهم است.
در این روز بود که مردم مبارز و مومن ارومیه با شور و شوقی مثال زدنی با مبارزه مسلحانه رژیم طاغوتی را متزلزل و حماسه ای ماندگار در تاریخ ثبت کردند.
در این روز مبارزان در مسجد اعظم ارومیه که قلب مبارزه حق علیه باطل و کانون اجتماعات مردم بود،گردهم آمده و بدون توجه به تهدیدهای رژیم به سوگ چهلمین روز پرپر شدن شهدای تظاهرات 23آذر نشستند.
بعد از اقامه نمازجماعت،مردم شجاع و مومن ارومیه تحت رهبری مجاهد کبیر و عالم وارسته حجت الاسلام و المسلمین حسنی شمارش معکوس می کردند برای پیروزی نهضت و گرفتن انتقام خون شهدا.
در این میان هنگامی که نمازگزاران از مسجد خارج می شدند،عده ای ساده لوح و مزدور چماق به دست به سوی مردم حمله ور شده و با تمسخر عکس رهبران نهضت مردم را پاره کردند اما خودشان هم خوب می دانستند که با این کار خودشان را به استهزاء گرفته اند.
مدتی گذشت و این بار  چند گاز اشک آور به داخل مسجد پرتاب شد.اما این اقدامات تاثیر گذار نبود.
حاج آقا حسنی که مسلحانه و با لباس پیامبراکرم(ص) مبارزان را رهبری می کرد و با گام های استوارش لرزه بر اندام سرسپردگان شاه می انداخت،در تلاش و تکاپو بود.ایشان دستور دادند تا محیط سنگربندی شود،از این رو مردم  بوسیله ماشین یا با حمل بر دوش سنگر ها را به محل موردنظر آورده و محیط را سنگر بندی کردند.
مبارزان در کنار حجت الاسلام حسنی منتظر اعلان جهاد بودند که ایشان فرمودند:«نیازی به دستور نیست،خودتان جهاد را شروع کنید.»
مبارزه شروع شد.مردم با دلی آکنده از اشتیاق بدون اندکی واهمه از تیرانداری های نظامیان طاغوتی آخرین ضربه ها را بر شیرازه سلطنت پهلوی و حکومت ستم شاهی وارد می کردند.
لحظاتی گذشت و صدای نزدیک شدن تانک ها به گوش رسید.در آن وقت بود که حجت الاسلام حسنی با چهره ای خشمگین شجاعانه خود را سپر مسجد و مردم کرد.
ناگهان صدای مهیبی به گوش رسید و گرد و غبار فضا را آلوده کرد.این بار نظامیان که خود را درآستانه شکست مشاهده می کردند،با پرتاب توپ تانک خانه خدا و مسجد را هدف قرار داده بودند که بر اثر آن گنبد مسجد سوراخ و خدشه دار شد.
صبر مردم لبریز و خشم و انزجار مردم چند برابر شد.مبارزان تحمل شلیک به مسجد را نداشتند و به سوی نظامیان حمله ور شدند.حسی عجیب مردم را به پیروزی بشارت می داد.مردم به استقبال شهادت می رفتند تا با سر کشیدن شربت شهادت به قرب الهی نائل شده و بهشت برین را جایگاه خود سازند.تعدادی از افراد خوش اقبال هم در این روز تاریخی و به یاد ماندنی همچون مولا علی(ع) در مسجد به شهادت رسیدند که این افتخار نصیب کمتر کسی در تاریخ شده است.
نسیم پیروزی وزیدن گرفت.نیروهای شاه ملعون که توان رو در رو شدن با معترضان را نداشتند،عقب نشینی کرده و طومار نالایقی و ناتوانی خود را در برابر معترضان امضاء کردند.
حماسه دوم بهمن را باید گرامی داشت.چرا که این عمل انقلابی و شجاعانه مردم در این روز مزدوران و ظالمان را به خاک مذلت نشاند و چنان زهر چشمی از عناصر مسلح و گستاخ شاه گرفت که تا پیروزی نهضت جرات مواجهه با مردم را پیدا نکردند.
گرامی باد حماسه دوم بهمن!


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر
آذربایجان غربی خطه ای است زرخیز و مهد پرورش انسان های بزرگ و وارسته با تاریخی کهن و پرافتخار.هر برگ از تاریخ این استان هزاران خاطره با خود دارد و از عزت و رشادت و ایثار این مردمان سخن می گوید.
 بسیاری از این حماسه ها در گذر زمان و درکنار غفلت و بی توجهی ما کمتر مورد توجه قرار می گیرد و اهمیت لازم به این مسائل داده نمی شود.با نزدیک شدن به ایام الله دهه فجر بهتر است کمی در تاریخ معاصر استان تامل و روزانه چند صفحه ای مطالعه کنیم.اگر هم بتوانیم خوب است با چندی از دوستان به دیدار خانواده شهدا و یادگاران آن دوران رفته و ضمن تجلیل از مجاهدت هایشان پای صحبت آنان بنشینیم.
حال به بررسی زندگی نامه و حماسه یکی از جوانان برومند استان که جان خود را نثار پیروزی انقلاب اسلامی کرد، می پردازیم:
 
شهيد اسماعيل سلامت بخش در سال1335 در روز عيد قربان در شهرستان خوي پا به عرصه وجود نهاد.او از همان كودكي با كار و تلاش، مخارج تحصيل را فراهم مي كرد و حتي از اضافي پول خودش براي خريدن لباس برای برادر كوچكش و يا پدر و مادرش خرج مي كرد.
وضعيت نامساعد اقتصادي باعث شد تا تحصيل را رها كند و به خدمت ارتش درآيد.‌ شهيد سلامت بخش حدود5 سال در ارتش خدمت كرد و بيش از پيش با اعمال فاسدانه شاه خائن آشنا شد، ‌لذا در تمامي تظاهرات ضد رژيم طاغوتي شركت مي كرد و به نشر اعلاميه هاي حضرت امام خميني(ره) مي پرداخت.
گروهبان سلامت بخش نمونه و الگوي اخلاق بود. براي تمامي دوستان و اقوامش، به ياري مستضعفان و رنجديدگان مي شتافت و به امور خيريّه كمك مي نمود. به خاطر روحيه شجاعانه و متهورانه اش مورد تمجيد و تحسين دوستان و ديگر همرزمانش قرار مي گرفت.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر







بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

حماسه دوم بهمن ارومیه را از زبان حجت الاسلام غلامرضا حسنی، در کتاب خاطراتش که توسط عبدالرحیم اباذری گردآوری شده است، بازخوانی می کنیم:

بعد از ظهر همان روز به شهر ارومیه بازگشتیم و برخی دوستان گفتند شما باید در جایی مخفی شوید، گفتم نخیر، دیگر وقت این حرف و حدیث ها گذشته است، عقب نشینی و فرار دیشب کافی است، ما باید از امروز جنگ مسلحانه را آغاز کرده و از نیروهای خود دعوت به عمل آوریم در مسجد اعظم اجتماع کنند و هرکس از مردم که اسلحه دارد به اینجا بیاورید و به ما ملحق شود.

در عرض چند ساعت این پیشنهاد تحقق یافت. اقشار مختلف مردم بسیج شدند، با وانت بار و خودروهای شخصی، شن و ماسه و گونی و آجر آوردند، پشت بام و اطراف مسجد را با گونی های پر از شن سنگربندی کردیم. در خیابانهای اطراف که منتهی به مسجد می شدند درختان و چوبهای بزرگ و سنگینی ریختیم تا به خیال خودمان مانع از حرکت و پیشروی تانکها به سوی مسجد شویم و راه ها را به روی نیروهای مسلح شاه ببندیم.

در بخش دیگری از خاطرات امام جمعه ارومیه آمده است: هرچه امکانات و تجهیزات بود در جهت استحکام پایگاه نظامی مسجد اعظم به کار گرفتیم و با تعداد 40-50 نفر افراد مسلح و با حضور انبوه مردم آماده نبرد شدیم. ناگهان صدای غرش تانکها از دور به گوش رسید، به دستور من افراد مسلح در پشت سنگرهای خود قرار گرفتند. تانکها درختان و سایر موانع را شکستند و نزدیک محوطه شدند. شش تانک بود با تعداد زیادی نیروهای پیاده نظام ارتش که آنها را اسکورت می کردند.

من در پشت بام کنار گنبد قرار گرفته بودم در حالی که یک کلاشینکف دستم بود می خواستم ببینم عکس العمل تانکها چه خواهد شد. درهمین فکر بودم که ناگهان تانک اولی که در جلو حرکت می کرد، یک توپ به سمت گنبد شلیک کرد. گلوله توپ درست از یک متری بالای سرم عبور کرد و به گنبد اصابت نمود بعد از آن طرف گنبد خارج شد.

در این میان عده ای با لباس شخصی به عنوان «شاه دوست» در میان آنها ظاهر شدند و شعار «زنده باد شاه و.... » سر دادند. دوستانم از شدت خشم بدنشان می لرزید، اول خیال کردم از ترس اینطور شده اند اما خطاب به من گفتند: حاج آقا چرا دستور تیراندازی نمی دهید. گفتم نیازی به دستور نیست بزنید. سربازها که حرف مرا شنیدند فوری روی تانک و اطراف آن را خالی کردند. ما تانک را به رگبار بستیم. از پایین چند نفر از دوستان بر روی تانک اولی کوکتل مولوتوف انداختند و تانک بلافاصله آتش گرفت.

لوله تانک که قبلا به طرف ما و مسجد بود بی اختیار چرخید و به سمت هتل قرار گرفت. تانک دومی از پشت رسید و ما را به رگبار مسلسل بست. من زمین گیر شدم. طرف راست من پسرم رشید بود و در میان ما فقط او یک تفنگ ژ-3 داشت، بقیه دوستان کلاش داشتند. طرف چپم نیز مرحوم حاج موسی بود. به این ها گفتم هردو به طور همزمان به روی تانک ها آتش بریزند و تیراندازی کنند.

تانک سومی، چهارمی، پنجمی و ششمی آمدند و بین تقاطع خیابان پهلوی و عسگرآبادی(خیابان امام و بعثت امروزی) قرار گرفتند. ما پنج نفر در پشت بام بودیم. من، رشید، حاج موسی، حاج محمد و یک نفر دیگر که اسمش را فراموش کرده ام. چند نفر دیگر هم در بام بانک بودند. بقیه مسلحان به همراه مردم از زمین و اطراف تانک ها را محاصره کردند و مرتب به طرفشان تیراندازی نمودند، بطوری که زمین گیر شدند و مجبور به عقب نشینی گردیدند. البته اگر می خواستند بمانند و با ما بجنگند می توانستند چون آن ها امکانات و نیروی زیادی داشتند، ولی در اثر مقاومت شجاعانه ما و مردم، خداوند متعال رعب و وحشتی به دلشان انداخت و آنها پا به فرار گذاشتند و به لشگر و پادگان ارومیه بازگشتند.

در این حماسه تاریخی دو نفر از مردم شهید و چند نفر زخمی شدند. تعداد زیادی هم از سربازان و درجه داران رژیم کشته و زخمی شدند و یک تفنگ ژ-3 هم به غنیمت ما درآمد. با این تفنگ ما دارای دو اسلحه ژ-3 شدیم.

مردم برای اولین بار با چشم خود شکست و فرارتانک ها را دیدند، شور و غوغای عجیبی در شهر پیچید و واقعا مردم باورشان شد که می توانند با امکانات کم در برابر یک رژیم جهنمی و تا دندان مسلح بایستند. هرلحظه حضور و ازدحام حماسی مردم بیشتر می شد.

امروز با گذشت سه دهه از این حماسه تاریخی مردم و مسئولان خواستار دیدار با مقام معظم رهبری جهت تجدید بیعت با آرمانهای والای انقلاب اسلامی و ثبت این واقعه تاریخی هستند.


نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر

بازخوانی حماسه 18 و 21 بهمن 57 مردم ارومیه

ششم شهریور ماه سال 1357 حجت الاسلام حسنی مبارز نستوه دوران انقلاب ، در مسجد اعظم ارومیه سخنرانی کرد . در همان شب تعداد زیادی از جوانان غیرتمند انقلابی در خیابان امام فعلی تجمع کرده و با سر دادن شعارهایی که صبح همان روز در منبر مسجد اعظم از حاج آقای حسنی یاد گرفته بودند ، به تظاهرات پرداختند .


با گسترش این تظاهرات ، کنترل آن از دست نیروهای شهربانی خارج شد و رژیم مجبور شد برای اولین بار از ارتش کمک بگیرد . بر همین اساس نیروهای ارتش شاه از لشگر 64 ارومیه  وارد خیابان امام شده و به سمت تظاهر کنندگان تیراندازی کردند که در اثر آن یک جوان مبارز انقلابی به نام مختار آمرغ معروف به مختار آوندی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به شهادت رسید .

شهید مختار آمرغ فرزند حمدالله متولد پنجم اردیبهشت سال 1339 د ر ارومیه بود که شغل آزاد داشت . او در نیمه های شب 6 شهریور سال 1357 در حالیکه مسلح بود بدست دژخیمان پهلوی به شهادت رسید و نام خود را به عنوان  اولین شهید ارومیه و استان آذربایجان غربی در دوران مبارزات مسلحانه انقلابی مردم مسلمان این شهر ثبت کرد، هر چند که سالها پیش از او برخی از جوانان ارومیه ای بدست ساواک و عمال رژیم طاغوت در تهران اعدام شده و به شهادت رسیده بودند .


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر
حاج حميد فاسونيه چي كه اينك در آستانه 80 سالگي قرار گرفته، همچنان داراي روحيه پرنشاط انقلابي است و خاطرات ارزشمندي از تاريخ شفاهي هفتاد ساله اخير اروميه و استان در گنجينه حافظه قوي خويش دارد و خاطرات ايام پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 1357 در اروميه از زبان وي شنيدني است چرا كه خود اوحاضر در صحنه بود. اخيراً حاج حميد فاسونيه چي با حضور در دفتر فرهنگ و ادبيات پايداري حوزه هنري آذربايجان غربي در اروميه، به بيان فرازهايي از خاطرات و حوادث روز دوم بهمن 57 در اروميه پرداخت كه روز بسيار حماسي و به ياد ماندني در تاريخ انقلاب اسلامي در منطقه به شمار مي رود. فاسونيه چي در اين رابطه گفت: ـ روز دوم بهمن 57  روزي سراسر حماسه و خاطره انگيز بود كه اين حماسه تاريخي و انقلابي با الهام از پيام هاي امام خميني (ره) و به همت همه مردم اروميه به ويژه روحانيون انقلابي پيرو خط امام و ديگر انقلابي هاي مؤمن پديد آمد و عوامل رژيم و مراكز حافظ تاج و تخت پهلوي از جمله شهرباني اروميه را تا روز 22 بهمن منزوي ساخت و جرأت و جسارت را از آنها گرفت. از آن روز به بعد ابتكار عمل و كنترل اوضاع در واقع به دست انقلابي ها به فرماندهي حاج آقا حسني (فرمانده شوراي انقلاب اسلامي در اروميه) افتاد و حركت به سوي پيروزي نهايي انقلاب اسلامي سرعت گرفت . فاسونيه چي از فعاليت گروه هاي مسلح انقلابي در دوم بهمن 57 اروميه گفت: در آن روز گروه هاي مسلح به فرماندهي حاج آقا حسني و در نتيجه تصميم گيري ستاد عملياتي انقلاب اسلامي، در هفت يا هشت نقطه حساس شهر اروميه بويژه در اطراف مسجد اعظم، خيابان امام خميني، خيابان شهيد باكري و حوالي بازار از هنگام اذان صبح مستقر شده بودند تا از حضور پرشور مردم در راهپيمايي دوم بهمن در مقابل هجوم عناصر مسلح رژيم حراست نمايند، زيرا شوراي انقلاب اسلامي كه بنده نيز افتخار حضور در آن را داشتم به اين نتيجه رسيده بود كه اگر فردا با سلاح به دفاع از مردم نپردازيم، عناصر رژزم، مردم را سركوب كرده و كشتار بزرگي راه مي اندازند و قتل عام  مي كنند اين پيش بيني شوراي انقلاب درست بود، زيرا فردا يعني دوم بهمن 57 عمال سركوبگر رژيم  تانكهايي را هم از لشكر 64 اروميه براي سركوب راهپيمايي مردمي و زير گرفتن و له كردن مردم به خيابان آورده بودند. اگر گروه هاي مجاهد مسلح انقلابي به فرماندهي حاج آقا حسني در آن مسيرها نبودند و از مردم دفاع نمي كردند، بي شك راهپيمايي و حركت انقلابي مردم را سركوب مي كردند و كشتار بزرگي را به وجود مي آوردند و جلو پيشرفت انقلاب در اين شهر را مي گرفتند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط رضا اصغری آذر